هنر درمانی را با ما تجربه کنید .

مکتب روانشناسی وحدت

 دکتر زاده محمدی

نویسنده: دکتر علی زاده محمدی

مکتب روان­شناسی وحدت­مدار بر حکمت و فلسفه­ی “وحدت نوین” استوار است و فطرت وحدت راامری همگانی و فطری آدم و  عالم می­داند، لذا مکتبی فراگیر است به­ بیان دیگر اصول و مفروضات اصلی و پایه آن در هر وضعیت، موقعیت  و هر فرهنگی می­تواند کارا و موثر باشد. این مکتب همه کنش‌های زیستی و روانی بشر وحدانی می­داند و و همه­ی تضاد ها و تضادنگری­ها، جدال‌ها و بحران‌های زندگی را انگیزه و اختلاف پتانسیلی برای تحول، حرکت و گشایش سرشت و سرنوشت فرد می­داند تا او را از مرتبه‌ای به مرتبه دیگر منتقل و شکوفا کند از این­رو در روش درمانی این مکتب (وحدت­درمانی)وقایع زندگی با نگاه وحدانی دستمایه­ی بازیافت نیرو و انرژی برای تغییر و تحول، سازگاری و خشنودی استفاده می­شود.

 در این مکتب همه­ی مفاهیم ضروری که توصیف­کننده­ی یک نظریه­ی روان­شناسی باشد را متناسب با فلسفه وحدانی وجود انسان تعریف و تشریح کرده­است و هم­چنین مقایسه­ی تطبیقی با دیگر مکاتب روان­شناسی را مد نظر قرار داده­است. از این­رو عنوان یک مکتب متمایز را شایسته و درخور است.

مکتب روان­شناسی وحدت در سال ۱۳۸۹ توسط علی زاده­محمدی دکترای روان­شناسی و عضو هیات علمی دانشکاه شهید بهشتی به­صورت مکتوب معرفی و منتشر شد. این مکتب هم­چنان مراحل تجربی و شناختی  خود را با مداخلات بالینی دنبال می­کند.

اصول و مفروضات کلی مکتب روان‌شناسی وحدت‌مدار

اول: زندگی هر کس تحت هر شرایطی وحدت است و رفتار و  وجود انسان  غایت‌مدار است  و سیری وحدانی دارد و  لحظه به لحظه آن هدف و معنایی باطنی را دنبال می‌کند لذا هر اتفاقی چه  حاوی رنج‌ها و شکست‌ها و چه خوشی و موفقیت‌ها در خود هدف و معنا دارد و مسیر متعالی را می‌پیماید.

   دوم: سرشت و سرنوشت هر کس منحصر به فرد است و کلید شکوفایی و توسعه و موفقیت اوست. سرشت همان ساختار ژنتیک  است که در فطرت آن حکمت و هدایت نهفته است و سرنوشت و تعامل با محیط بر اساس این سرشت شکل می‌گیرد.

سوم: روان‌شناسی وحدت‌مدار معتقد به ویژگی‌های فطری است که به‌طور بالقوه نقشه سرنوشت  و انگیزه و استعدادهای غایی راه را در خود دارد و در محیط می‌گشاید  و انسان با رشد و  تلاش آن را شناسایی و کشف و آشکار می‌کند.

 چهارم: ظرف سرشت یا فطرت ساختار ژنتیک و خصوصیات و استعدادهای بنیادی  شخصیت  فرد را می‌سازد و ساختار ژنتیک عمیقا بر نحوه‌ی فهم و درک و واکنش‌های فرد از زندگی و جهان تاثیر می‌گذارد. روان تجلی سرشت است.

پنجم:  هر رفتار و اتفاقی شامل برایند مجموعه‌ای از تعاملات است که به طور همزمان و با هدفی غایی و هدایتی درونی (وحدانی) در کنار هم قرار می‌گیرند و بر هم اثر می‌گذارند.

ششم: ساختار روان و شخصیت انسان دارای دو حوزه‌ی هشیار و ناهشیار است که ظرفیت‌های ناهشیار از حواس مغزی وسیع و سریع شهود و ادراک‌های آنی و الهامی خلاق و بصیرت است که گستره وسیعی از معرفت را می سازد و نیرویی مثبت است به شرطی که مثبت به آن توجه و یا بکار گرفته شود در غیر این صورت ناخوداگاه مخرنی از الهامات و فرضیات منفی می شود و به سرخوردگی و سرکوبی مشغول می‌شود.

هفتم: انسان سیری تحولی و جاودانه‌ای را می‌پیماید و باقی است و زندگی در کره‌ی خاکی ابتدای رشد و تحول روانی است روان که دربرگیرنده همه فعالیت‌های ذهنی و عاطفی و شهودی و اجتماعی هر شخص است به صورت نیرویی مستقل و هشیار پس از تحول(مرگ) باقی می‌ماند و به رشد و زندگی بالنده و تحولی و شکوهمند خود ادامه می‌دهد.

هشتم:عشق انگیزه‌ی اصلی تحرک و تملک و اتصال روانی و اجتماعی و همگانی بشری است و فقدان عشق و یا از دست دادن واقعی و حتی خیالی ریشه نفوذ خیالات  منفی و عادات مرضی است. کمبود عشق به‌صورت  ترس از دست دادن تعلق و تملک احساس تنهایی و بی‌کسی به بار می‌آورد را نشان می‌دهد. وقتی عشق نباشد ترس و غم و نگرانی و تزلزل بروز و ریشه می‌کند.

کشف معنای وحدانی زندگی

هدف روان­شناختی در این مکتب کمک به وحدت­جو (مراجع) است تا در طی جلسات حس، شناسایی و کشف کند همه‌ی زندگی‌اش به هر شکلی و همین شکلی که هم که در آن بسر می‌برد معنا دارد و تنها  باید آن معنا را با توجه به تجارب شخصی و شهود درونی خود کشف کند. او خود این معنا را با فکر و برداشت شخصی و یا راضی و خوشحال کردن خود نمی­سازد بلکه همراه با زندگی منحصر به‌فرد  و سرشت و سرنوشت خود به دنیا می‌آورد. وقتی که خلق شده با معنا و بی‌همتا زاده شد و همه اتفاقات بد و خوب زندگی او برای رشد او ضرورت و کارایی دارد و راهی جز پذیرش واقعیت آن ندارد تا با نیروی مثبت‌تری شرایط نامطلوب خود را تغییر دهد. چیزی که اتفاق افتاد واقعیت است و گرنه اتفاق نمی‌افتاد. وقتی اتفاق افتاد عالم آن را تایید کرده‌است و آدم هم ناگزیر به همراهی است. اگر کسی در فکر کامل کردن هر نقص خویش است به حال و شرایط کنونی خود توجه کند و با امکانات اکنون تدارک کافی و وافی را ببیند اگر هم شخصی به هر دلیل نتوانست شرایط تغییر و تحول مشکل خود را فراهم کند وقت و یا شرایط آن فرا نرسیده‌است و لازم است اسباب درونی و بیرونی آن‌را آماده کند.

 روان‌شناس وحدت‌مدار به‌دنبال کشف معنای وقایع زندگی است و می‌بیند آن‌چه اتفاق افتاده بخشی از تحول روانی توست و صفحاتی از زندگی هر فرد است که رقم خورده است و حسرت و توقف در گذشته­گرایی مشکل را حل نمی‌کند و نیروی زندگی و خشنودی در اتصال وحدانی یعنی  در “حال” است.

وحدت‌درمانی در یک نگاه

وحدت‌درمانی روش و اصول مداخله شناختی و شهودی درمانی برآمده از مکتب روان‌شناسی وحدت­مدار است به معنای دیگر نوعی روش روان‌درمانی مبتنی بر حکمت و اصول وحدت است. این مکتب روان‌شناسی با ارتقاو گسترش درک وحدانی مراجع از زندگی او را با واقعیت­هایی سرشتی و محیطی خود همراه و آگاه می‌کند بر خشنودی و معنا و امید و نیروی زندگی می‌افزاید درک وحدانی زندگی از فشار تعارض‌ها می‌کاهد و نیروهای مثبت فکر و اراده را برای ارتباط و سازگاری و رضایت بهتر آزاد و بازیافت می‌کند.

وحدت درمانگر  با روش شهودی– شناختی به تعبیر و تفسیر وحدت‌مدار از زندگی و محیط و تجارب فرد می‌پردازد و با توجه مراجع را به حکمت و غایت و جاودانگی خویشتن جلب می‌کند و حکمت ومعناهای شهودی را در زندگی مراجع ملموس می‌کند.

وحدت ­درمانگر کیست

روان­شناس، مشاور و یا روان­پزشـکی اسـت کـه بـا آگـاهی و مهـارت از روش روان­شناسـی وحدتمدار به مراجع (وحدت­جو) کمک میکند تا معنـای وحـدانی تجـارب و سـیر معنـادار زندگی خود را درک و کشف کند و از تضادنگری و محدودیت اندیشـی رهـا شـود و مراجـع را یاری میکند تا اتصال صمیمانه و ارتباط معنادار خود را با گذشته و وضعیت کنونی تقویت و باانجام تمرین و تکالیف وحـدانی سـطحی از اتصـال ایمـن درونـی را در فعالیتهـای طبیعـی زندگی کشف و تجربه کند و پذیرش، خشنودی و بهبودی را ارتقا دهد.

چگونه وحدت‌درمانی به مراجع کمک­ می‌کند؟

افکار و تجارب تضادنگر، اندیشه و خلق و خو را  به­سوی ترس از تنهایی و طرد و جدایی بنیادی  سوق  می‌دهد و  این شکاف  وحدت روانی و یک­پارچگی و رضایت باطنی تجزیه و در چرخه­ی تضادنگری از جمله خودبینی، خودکم‌بینی، حسادت و  حرص و حقد می‌اندازد و بر احساس تهدید و نگرانی فرد می­افزاید و او را از یگانگی و وحدت فطری خود دور می­کند و ارتباط سازنده خود را از دست خواهد داد.

نگاه وحدانی به زندگی “خویشتن” ذهن محدود را از تضادنگری فراتر می‌برد و پذیرشی وحدانی ایجاد می­کند و کمک می­کند تا افراد وحدت زندگی خود را شناسایی و جهت‌دهی تازه‌ای برای روریارویی با مشکلات  در خود کشف کند. معنایی برای زندگی خود می‌آقریند و مواجه با  تجارب تلخ و مشکلات را آسان می‌کند. حضور وحدانی در زندگی از ترس‌های بنیادی را که عامل استرس‌ و تهدید­های مختلف است می‌کاهد. و احساس خشنودی را شکوفا می­کند.
چگونه شخصی به اختلال روانی دچار می‌شود؟

در این مکتب ترس و تهدید‌های بنیادی از تنهایی و طرد، عدم توجه و پذیرش، ناایمنی و مرگ ریشه‌ی اضطراب و نگرانی و توسعه خیال­بافی منفی و انحراف فکر است. گاهی این حالات در اثر وقایع و گاهی جندار و خیالبافی شکل می­گیرد و حس تهدید و تضاد اصل اندیشه می­شود و وحدت و اتصال ضعبف  و اتصال وحدانی گسسته  می­شود. ترس از دست دادن و تنهایی و فقدان است که به صورت اضطراب و تهدید در سیستم و مکانیسم عصبی هر کس به شکلی جلوه می­کند و علائمی از افسردگی تا وسواس و هیستری و یا بیماری روان‌تنی یا هذیان و وهم متناسب با استعداد فرد بروز می کند و آشکار می­شود.

چگونه وحدت‌درمانی نتیجه بخش خواهد بود؟

هر تهدیدی که بتواند نیروی وحدت و پیوستگی شخص را برای مدت قابل توجه آشفته کند و ذهن و تمرکز و کارکرد شخص را از فعالیت طبیعی دور کند آسیب جدی است و نیاز به وحدت­طلبی و وحدت­درمانی دارد و وحدت­درمانی با تغییر نگرش و تمرین ذهنی و رفتاری، مشکل معنایی تحولی در فکر و احساس فرد ایجاد می­کند و توجه وحدانی و علایق فرد را به خود و طبیعت و عالم برای کاهش نگرانی و ترس‌ها را ترغیب می­کند. با انجام تکالیفی  حضور وحدانی و درک اتصال منحصر به فرد از خوبشتن به عالم و پذیرش مثبت و وحدانی زندگی را تقویت می­کند و براحساس رضایت و خشنودی فرد از زندگی­اش می­افزاید.

وحدت­درمانگر با تحلیـل وضـعیت تحـولات عشـق و تعلقـات آن عقده­ها را شناسایی و راه مسدود عشق را از طریق فکر وحدانی می­گشـاید و با اتصالی وحدانی تسکین و آرامش می­دهد. زمـانی کـه وحـدت­جو بتواند زندگی خود را وحدت ببیند و آن را با تمام وجود شناسایی کند راه انرژی شفابخش عشق گشوده می­شود و خیال از تحریف فکر و واقعیت دست بر می­دارد و با این پـذیرش و آسودگی توجه بهتر به زندگی پیدا می­شود.رضایت در کشف نیروی خشنودی درونی است که در حضور وحدانب نهفته است.

چگونه  فرایند درمان اداره می‌شود؟

در ابتدا مراجعه کنندگان برای درک بهتر از ماهیت مشکلات و فرایند زندگی‌اشان ارزیابی می‌شوند با استفاده از روش بازنمایی سرشت و سرنوشت از جمله دوایر وحدانی مسائل زندگی مراجع را وارسی و بحث کرده و ترس و نگرانی‌های­ بنیادی و قضاوت‌ها شناسایی و تحلیل می‌شود و عشق­های فروخفته و گره­ی عقده­های آن که گرفتار ترس و خشم و اندوه است با نگرش وحدت­مدار گشوده و متحول می­شود و نظر وحدت­جو نسبت به زندکی و خود تغییر و متحول می­شود  و از فشار تضادها و تعارض‌ها کاسته و نیروی آن‌ها به سود وحدت اندیشی استخراج می‌شود.

چه نوع روش‌ها و تمریناتی در درمان رفتاری شناختی استفاده می‌شود.

روش  و کار اصلی تحلیل وحدانی زندگی مراجع است تا اهداف زیر مححق شود.

  • گسترش خودآگاهی و افزایش حضور وحدانی در وقایع زندگی و کاستن روحیه­ی تهدید و تضادنگری
  • تعبیر مجدد و بازیافت وحدانی نیروی تجارب خشنودی و پذیرش بیشتر از خود با ایجاد نگرش و معنای جدیدی از زندگی.
  • تحول و توسعه روحیه­ی سازگاری و جمکاری  فکری با ارتباط دادن ذهن به اصول جهان­شمول وحدت
  • توسعه‌ی احساسات شهودی و اخلاق وحدانی مانند شفقت­ورزی، سپاسگزاری، بخشش، فروتنی، مسئولیت­پذیری، درست‌کاری.

   اما در کنار تحلیل وحدانی چرخه­ی زندگی تکالیف شناختی و شهودی هم به مراجع داده می­شود. برای ایجاد و توسعه­ی موارد فوق از طریق تکالیف وحدانی  تا در هنگام جلسات یا در خانه و جامعه تمرین کند.

 برخی از تکالیف وحدانی

 تمرین توجه به خویشتن

بازنمایی سرشت و سرنوشت با دوایر وحدانی

تمرین حضور وحدانی در طبیعت

تمرین اتصال انرژی

تمرین اتصال شهودی

تمرین اتصال  همدلانه

تمرین صفت وحدانی

تمرین خدمت وحدانی

تمرین سفره‌ی عالم

تمرین ارزش وحدانی

تمرین حضور وحدانی در تلخ‌کامی

تمرین بخشش وحدانی

تمرین قدر‌ دانی­های روزانه

تمرین حضور شاکرانه

تمرین تسلیم و رضا

تمرین خلوص وحدانی

تمریق غرق در شکرگذاری

تمرین ارتباط وحدانی

تمرین اتصال کبوتری شکل

تمرین حضور در شکیبایی درخت

تمرین بر حکمت‌های وحدانی

تمرین حضور در شکیبایی کوه

حضور در شکیبایی طبیعت

حضور در حکمت باطنی عالم

تمرین رضایت وحدانی

تمرین حضوری اکتشافی

تمرین اتصال الهامی و روشن‌شدگی

تمرین‌‌های  خودگویی وحدانی

تمرین پرسش های وحدانی

تمرین پرسش­های وحدانی

تمرین منظر خدایی

تمرین مشاهدهاز عالم رحمی

تمرین مشاهده از عالم دیگر

و……..
چه کسی می‌تواند از طریق درمان وحدت‌مدار یاری شود؟

کسانی که به هر طریق از رندگی خود ناخشنود و ناراضی­اند و کارآمدی ندارند و احساس راحتی از بودن با خود، دیگران و جهان ندارند و دیگران در کنار آن­ها راحت و سازگار و کارآمد نیستند و  به­عبارت دیگر حال افسردگی و اضطراب‌،  ترس و هراس، وسواس و بدگمانی دارند کسانی که  در توانایی و کارایی و سازگاری‌ خود ‌مشکل دارند.  این روش برای کسانی که از ضربه­های روانی  واتفاقات غیر ‌مترقبه  و مصیبت‌بار دنج می­برند بسیار سودمند است مانند کسانی که عزیزشان را از دست داده و یا بیماری‌های لاعلاج دارند و یا در شوک و بحران جدایی و طلاق و ناکامی عشقی­اند. همچنین این روش اثرات مثبت خود را در مورد کسانی که  مشکلات انطباقی، مشکلات ازدواج و روابط زناشویی و اجتماعی دارند نشان داده­است.

چگونگی برگزاری جلسات وحدت درمانی

معمولا بین ۸  تا ۲۴ جلسه طول می­کشد. این جلسات می‌تواند هفتگی. هر جلسه‌ی یک ساعت انجام شود. در طی دو جلسه آغاز کار وحدت‌درمانگر در می­یابد که آیا این روش درمانی‌ برای شما مناسب و شرایط و پذیرش این روش درمانی را دارید و با آن احساس  ارتباط و راحتی می­کنید در غیر این صورت ممکن است از رویکرد دیگری استفاده کند. جلسات وحدت درمانی می‌تواند به صورت فردی و یا گروهی انجام شود. تعداد جلسات بسته به نوع مشکل و بیماری متفاوت است.

در هر جلسه حالات، افکار و رفتار هفته گذشته مرور می­شود با وحدت درمانگر صحبت می‌شود و درباره­ی کیفیات جلسات بحث می‌شود.

اطلاعات بیشتر

علاقمندان برای آگاهی بیشتر از روش روان­شناسی وحدت­مدار و وحدت درمانی به سه کتاب زیر  مراجعه کنند .

زاده محمدی، علی. روان­شناسی وحدت­مدار(کبمیای­وحدت). تهران: نشر قطره. سال ۱۳۸۹٫

زاده محمدی، علی. جهان­شناسی وحدت­مدار(کبمیای­وحدت). تهران: نشر قطره. سال ۱۳۹۳٫

زاده محمدی، علی. مکتب روان­شناسی  وحدت­مدار. تهران: نشر قطره. سال ۱۳۹۵٫

No Comments Yet

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن