هنر درمانی را با ما تجربه کنید .

تاثیرات برگزاری جلسات هنر درمانی بیانگر بر بیماران مبتلا به سرطان

*هنر درمانی بیانگر چیست؟
هنر درمانی بیانگر تلفیقی از روان شناسی و هنر می باشد که از مدیوم های هنری( هنرهای تجسمی، موسیقی، داستان و روایت، شعر، سایکو دراما و…) برای افزایش آگاهی، رشد هیجانی و ارتقا رابطه با دیگران در فضایی حمایت گرایانه، فضایی که در آن افراد احساسات خود را بیان می کنند، استفاده می کند. در هنر درمانی بیانگر زیبایی شناختی آثار حائز اهمیت نیست و به دنبال خلق آثار هنری فاخر نخواهیم بود بلکه استفاده از هنر به منظور بیان خود، کشف جنبه های ناشناخته خود و به دست آوردن بینش از طریق ارتباط غیر کلامی مد نظر قرار می گیرد.
*مدل پیوستار هنر درمانی بیانگر
این رویکرد توسط دو هنر درمانگر به نام کاگین و لیوزبرینک در سال 1978 و براساس مشاهدات کارهای هنری بیماران مبتلا به سایکوز حاد و عقب ماندگان ذهنی بسط و گسترش یافت. چهارچوب مفهومی این حوزه از بیشتر رویکردهای موجود هنر درمانی مانند هنر درمانی پویشی، هنر درمانی پدیدار شناختی، هنر درمانی گشتالت استفاده کرده و اطلاعات مربوط به بیان تجسمی و دیداری را از سایر رشته ها در بدنه خود ادغام کرده است. مبتنی بر کارهای پاسکیوال- لئو(2006) بر انعطاف پذیری مغز، لیوزبرینک فرضیه جدیدی را ارائه می دهد؛ بیان هنری می تواند موجب تغییر یا ایجاد گذرگاه های جدید در پردازش اطلاعات دیداری شود. مطالعات وی بر روی تصاویر دیداری و مولفه های روانی- فیزیولوژیک آن موجب شد تا وی بیان کند که مناطق و عملکردهای مختلف مغز با سطوح مختلف پردازش و بیان دیداری در ارتباط است.
هر سطح از این مدل، بیانگر پیوستاری میان دو قطب مخالف است. بیانگری، استفاده از رسانه ها و همچنین تکنیک های مختلف هنر درمانی می تواند در هر یک از سطوح این مدل انجام شود. این سطوح نشان دهنده پردازش اطلاعات است و از واکنش خودکار و ناخودآگاه تا بیان احساسات و افکار از طریق رسانه های هنری را شامل می شود. انتهای هر قطب نشان دهنده آسیبی احتمالی است که خود را از طریق بیان افراطی در آن سطح نشان می دهد. ترتیب و توالی این سه سطح یعنی( حسی/حرکتی، عاطفی/ادارکی، نمادین/شناختی) نشان دهنده تحول ذهنی و گرافیکی و همچنین پیچیدگی پردازش اطلاعات است. اگرچه در انتها و در نوک این نردبان، خلاقیت قرار دارد اما در هر سطح نیز امکان بیان خلاقانه وجود دارد. علاوه بر این خلاقیت در هر سطح می تواند کارکردهای سطوح دیگر را در خود ادغام کند. از سویی باید قطب های مخالف را در سطوح مختلف این مدل، سیستم های مجزایی در نظر گرفت که با یکدیگر به شکل سلسله مراتبی در ارتباط هستند، از این رو یک مولفه در یک سطح، مولفه های سطوح پیشین را در خود جای داده است.

سطوح مختلف پیوستار درمان های بیانگر، برگرفته از هینز،2009. پیوستار درمان های بیانگر: چهارچوبی برای استفاده از هنر در درمان. نیویورک، راتلج.

 

هنگامی که میان این مولفه ها گسیختگی ایجاد می شود درمانگر برای ادغام این فرآیندها، مداخلات مختلف خود را براساس تاثیر رسانه های مختلف بر بیان دیداری پیشنهاد می دهد. رسانه ها در این رویکرد هنر درمانی دارای ویژگی های مختلفی هستند که آن ها را در طیف یا پیوستاری از مقاوم تا سیال طبقه بندی می کنند. مولفه های سمت چپ تصویر از طریق استفاده از رسانه های مقاوم مانند مداد، مداد رنگی و ماژیک قابل تقویت است، مولفه های سمت راست تصویر از طریق کار با رسانه های سیال مانند رنگ روغن، آبرنگ یا رنگ های انگشتی تحریک می شوند.
بیان دیداری در هنر درمانی نشان دهنده غلبه سطحی از سطوح پیوستار است و از این طریق قدرت و ضعف بیماران را نشان می دهد. هر سطحی از این پیوستار مانند مقیاسی آسیب شناختی عمل می کند، در نتیجه ضعف، تثبیت یا نابهنجاری در هر یک از سطوح می تواند نشانگر آسیب خاصی در مراجعان باشد.
*کاربرد هنر درمانی بیانگر برای بیماران مبتلا به سرطان
● آسیب شناسی روانی افراد:
افراد مبتلا به انواع سرطان علاوه بر بیماری جسمانی، از نظر روحی و روانی دچار مشکلاتی می شوند که زندگی عادی آنان را مختل می کند. در هنر درمانی بیانگر بررسی و تشخیص این مسائل روان شناختی حائز اهمیت است بدین جهت که وارد پیوستار شوند و متناسب با سطوح و مولفه ها تمرین های هر جلسه طراحی شوند.
● عمده مشکلات روان شناختی بیماران مبتلا به سرطان:
افسردگی/ اضطراب/ اضطراب مرگ/ خشم/ حس پوچی و بی معنایی/ استرس/ فقدان و سوگ/ تروما/ مسائل انگیزشی/ تنظیم هیجانی/ گم کردن و انسداد احساسات/ خستگی روانی/ مشکلات بین فردی در روابط/ عزت نفس/ خودکارآمدی/ تنش های عاطفی/ انکار و عدم پذیرش/ سرزنش و عدم شفقت با خود و اطرافیان/ کیفیت زندگی/ احساس گناه/ شرم/ تصویر بدنی/ افکار منفی/ بی هویتی و سردرگمی/ ترس/ مهارت ها و سازگاری و…

به عنوان مثال یک جمع دوستانه که همگی مبتلا به سرطان هستند و به تازگی یکی از هم گروهی های خود را از دست داده اند در نظر بگیریم. اینکه چطور افراد فرآیند سوگواری را طی می کنند، چگونه با ترس ها، ناامیدی، مرگ عزیزان و پیش بینی و انتظار مرگ خود و یا حتی از دست دادن عضوی از بدنشان مواجه می شوند، آیا تروماتیزه شده اند و به چه میزان؟ آیا مسائلی چون هویت و دلبستگی بالا آمده است؟ بیمار دسترسی به احساسات و هیجانات خود را دارد؟ اینها مواردی هستند که با استفاده از مدیوم های هنری مثل جعبه شن یا نقاشی یا روایت و داستان نویسی و …در جلسه به آن پرداخته می شود و در سطوح پیوستار معنا و درمان می شوند. اگر بیمار در بیان احساسات خود مشکل دارد و یا از آن اجتناب می کند و یا مدام به افکارش چسبیده است رسم ماندالا تمرینی مناسب برای برون ریزی صحیح آن می باشد، یا چنانچه بیمار هیجانی یا تکانشی رفتار می کند یعنی در مولفه عاطفی دچار افراط است، حرکت به سمت قطب مخالف آن یعنی مولفه ادراکی از طریق تمرین هایی که در آن خط و شکل و فرم وجود دارد به جهت محدود و تنظیم کردن هیجان استفاده می شود، اگر بیمار بیش از حد شناختی عمل می کند و هیجانات خود را بازداری می کند می توان به سمت قطب های اولیه یعنی حسی( تمرین هایی مثل مایندفولنس) و حرکتی( تمرین هایی مثل رنگ پاشی، خط خطی، پاره کردن) حرکت کرد، اگر بیمار در زمینه مهارت، برنامه ریزی، تصمیم گیری و حافظه دچار مشکل شده است یعنی باید به سمت قطب شناختی با تمرین هایی چون کلاژ، رسم خط زندگی پیش رفت تا به بینش جدیدی هم از خود برسد، اگر بیمار به شکل افراطی از مکانیسم های دفاعی استفاده می کند که کارکرد خود را از دست داده است میتوان در مولفه نمادین آن را به او نشان داد و …
در واقع مدل پیوستار هنر درمانی بیانگر تلاش می کند تا موارد افراط و تفریط مراجع را شناسایی و با حرکت و شناور بودن میان سطوح به تعادلی مبتنی بر خلاقیت و بینش برسد.
● اهداف و تاثیرات کلی جلسات :
_ تمرکز بر کارکردهای جسمی/ حرکتی/ حسی/ اجتماعی/ دیداری فضایی
_ مدیریت طیفی از نشانگان سرطان/ تسهیل فرآیندهای سازگاری روان شناختی با فقدان و سوگ، خصوصیات نامشخص و غیرقابل پیش بینی ادامه سرطان
_ دسترسی و نزدیک شدن به احساسات و تنظیم هیجانات
_ پرداختن به مسائل وجودی و معنا و مرگ
_ بهبود روابط و عملکرد اجتماعی/ رشد فردی/ ثبات حسی عاطفی
_ پرداختن به مسائل انگیزشی
_ کار کردن بر روی عزت نفس/ توانایی ها/ مهارت ها
_ بهبود کیفیت زندگی
_ پذیرش/ شفقت/ صلح با خود، دیگران، جهان، قدرت برتر
_ خود شناسی، بیان خویشتن، تصویر بدن
_ پرداختن به مسائل مربوط به هویت، دلبستگی، طرحواره ها
_ کاهش و رفع افسردگی، اضطراب، استرس، خشم و…

 

مریم ساطع/ کارشناس ارشد روان شناسی بالینی

No Comments Yet

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

[userpro template=login]